ضرورت بعثت پيامبران

« باسمه تعالی »

مقدمه

در کنار اعتقاد به توحید انسان باید به رسالت پیامبر خدا نیز معتقد باشد و دینی را که او از سوی خداوند آورده است بپذیرد و تسلیم شریعت او شود. البته شهادت به رسالت، متوقف بر آن است كه خداوند شخصی را به عنوان رسول فرستاده باشد تا دین خدا را که در برگیرنده قوانین و مقرّرات الهی است به ما معرفی کند؛ آنگاه پس از آنکه فرستاده خداوند را به عنوان رسول و خاتم النبیین(صلی الله علیه وآله) شناختیم و به دین او نیز آگاهی یافتیم، ملزم هستیم که هم به آنچه به عنوان وحی از سوی خداوند به سوی ما ابلاغ شده است عمل کنیم و هم آنچه را پیامبر(صلی الله علیه وآله) به عنوان فرمانروای الهی برای ما بیان می کند بپذیریم و تسلیم اوامر و نواهی او باشیم.

 پس اطاعت از پیامبر(صلی الله علیه وآله) در پرتو اطاعت از خداوند واجب است؛ چرا که شهادت به رسالت او نیز، مقوّم پذیرش اسلام و ایمان به خداست، و این شهادت در ادامه و در طول شهادت به توحید است.  

با توجه به آنچه گفتیم، اهمیت رسالت و توجه به آن روشن شد، و با توجه به اهمیت شهادت و رسالت است که در اذان و اقامه، در کنار شهادت به توحید، شهادت به رسالت نیز قرار گرفته است. همچنین در تشهد نماز، به شهادت پیامبر شهادت می دهیم.  

اما آيا ضرورتي براي بعثت انبيا وجوددارد، دراين درس به دلایل نیاز به وجود پیامبران مي پردازيم.

ضرورت بعثت پيامبران

محدودیت دانش ما

ممکن است بعضی چنین بیندیشند که آیا اصولاً مبعوث شدن پیامبران از سوی خدا برای راهنمایی انسان ها ضرورت دارد؟ مگر عقل و خرد ما برای درک واقعیّت ها کافی نیست؟ مگر پیشرفت علم ودانش بشرکمک به کشف رازها و روشن شدن همه حقایق نمی کند؟ وانگهی آنچه را پیامبران ممکن است برای ما بیاورند از دو حال خارج نیست: یا عقل ما به خوبی آنرا درک می کند، یا نه.

در صورت اوّل، نیازی به زحمت پیامبران نداریم، و در صورت دوم ما نمی توانیم زیر بار مطالبی که بر خلاف عقل و خردمان است برویم! از سوی دیگر: آیا این هيچ صحیح است که انسان خود را دربست در اختیاردیگری بگذارد، و سخنان او را بدون چون و چرا بپذیرد؟ مگر پیامبران انسان هایی مثل خود ما نیستند؟ چگونه ما خود را در اختیار انسان هایی همچون خود بگذاریم؟

پاسخ ها:

امّا با توجه به چند نکته، پاسخ همه این سؤالات روشن می شود و موقعیت پیامبران در نظام زندگی انسان ها معلوم    می گردد.

  • ما باید بدانیم که علم و دانش ما محدود است، و با تمام پیشرفت هایی که درتمام علوم و دانش ها نصیب بشر شده است هنوزآنچه راکه ما می دانیم در برابر آنچه نمی دانیم همچون قطره ای در برابر دریا، وکاهی در برابرکوه است، و یا به گفته بعضی از دانشمندان بزرگ تمام علومی را که ما امروز در اختیار داریم، الفبایی برای کتاب بزرگ عالم هستی محسوب می شود.

به تعبير ديگر: قلمرو قضاوت ودرك عقل ما منطقه ي كوچكي است كه شعاع علم ودانش آن را روشن ساخته وما از بيرون آن بكلي بي خبريم.

پیامبران می آیند و این منطقه وسیع را تا آنجا که ما احتیاج داریم روشن می سازند. در واقع عقل ما همچون نورافکن نیرومندی است، امّا پیامبران و وحی آسمانی همچون یک خورشید عالم تاب، آیا کسی می تواند بگوید من با داشتن یک نور افکن قوی چه احتیاجی به خورشید داریم؟!

بنابراين آن ها که درگذشته می گفتند با وجود عقل و خرد آدمی، نیازی به پیامبران نیست(مانند برهمايی ها، همان گروه که در هندوستان و بعضی نقاط دیگر زندگی می کنند) و یا آن ها که امروز می گویند با این همه پیروزی های علمی بشراحتیاجی به پیامبران و تعلیمات آن ها نداریم، نه قلمرو علم و دانش بشر را شناخته اند و نه رسالت پیامبران را. این درست به آن می ماند که کودکی که درس الفبا را در کلاس اول خوانده است بگوید من دیگر همه چیز را می دانم و نیاز به معلم و استاد ندارم، آیا این سخن بی پایه نیست.

  • هیچکس نمی گوید انسان دربست خود را در اختیار فردی همچون خود بگذارد، سخن اینجاست که پیامبران چنانکه بعداً ثابت خواهیم کرد با وحی آسمانی، یعنی با علم بی پایان خدا، ارتباط دارند، و ما باید از طریق دلایل قطعی ارتباطشان را با خدا بشناسیم، تنها در این صورت است که سخنان این رهبران آسمانی را پذیرا می شویم و تعلیمات حساب شده آنها را با جان و دل می پذیریم.

آیا اگر من به نسخه طبیب ماهر و دلسوزی عمل کنم کارخلافی انجام داده ام؟! پیامبران طبیبان بزرگ الهی هستند.

آیا اگر من درس معلّم و استاد را که با عقل و فکرم هماهنگ است بپذیرم کار نادرستی کرده ایم؟! پیامبران معلّم بزرگ بشرند.

دلایل بعثت پیامبران

بهتر این است که ما دلایل بعثت پیامبران را دقیق تر بررسی کنیم.

1- نیاز از نظر تعلیم

آیا معلومات ما به تنهایی برای پیمودن راه تکامل و رسیدن به مرحله یک انسان کامل از هر نظرکافی است.

ما چه مقدار از اسرار جهان را می دانیم؟ اصلاً حقیقت حیات چیست؟  

این جهان از کی به وجود آمده است؟ هیچ کس پاسخ دقیق این ها را نمی داند.

تا کی باقی خواهد ماند؟ باز کسی نمی تواند به آن پاسخ بگوید.        

از روی انصاف باید اعتراف کردکه برای رسیدن به هدف اصلی آفرینش یعنی « نمو و تکامل و پرورش انسان در تمام زمینه ها» احتیاج به یک سلسله تعلیمات صحیح و خالی از اشتباه و متکی به واقعیات زندگی است، تعلیماتی که بتواند در این راه طولانی برای رسیدن به مقصد اصلی به او کمک کند.

و این تنها از طریق علم خدا یعنی وحی آسمانی بوسیله پیامبران حاصل می شود و به همین دلیل خداوندی که ما را برای پیمودن این راه آفریده است باید چنین علم و دانشی در اختیار ما بگذارد.

 2- نیاز به رهبری در زمینه های اجتماعی و اخلاقی

می دانیم در وجود ما علاوه بر «عقل و خرد» انگیزه های نیرومند دیگری به نام «غرائز و امیال» وجود دارد: غریزه خود دوستی، غریزه خشم و غضب، غرایز و امیال فراوان دیگر.

بدون شک اگر ما غرائز خود را مهار نکنیم و بر ما چیره شوند حتی عقل و خردمان نیز زندانی می شود، و انسان همچون جبّاران و ستمگران تاریخ مبدّل به گرگ درّنده ای می شود که ازگرگان بیابان به مراتب خطرناکتر است.

ما برای تربیت اخلاقی نیاز به مربّی داریم، نیاز به «الگو» و «اسوه» داریم که طبق اصل «محاکات» از گفتار و رفتار او سرمشق بگیریم.

انسانی کامل و تربيت یافته از هر نظر لازم است که در این راه پر فراز و نشیب دست ما را بگیرد و از طغیان غرایز ما جلوگیری کند، اصول فضایل اخلاق را با عمل و سخنش در دل و جان ما بنشاند، شجاعت و شهامت و انسان دوستی، مروّت و گذشت و وفاداری ، درستی و امانت و پاک دامنی را در روح ما پرورش دهد.

چه کسی جز پیامبر معصوم می تواند به عنوان مربّی و راهنما برگزیده شود؟ به همین دلیل ممکن نیست خداوند قادر مهربان ما را از وجود چنین رهبران و مربّیانی محروم سازد.

چند مثال

برای روشن تر شدن انسان به راهنمایی انبیاء چند مثال ذکر می کنیم:

  • میزبانی را تصوّر کنید که افرادی را دعوت کرده است: مهمانان راه خانه را نمی دانند و در مسیر راه هم راه های فرعی و انحرافی وجود دارد و اغفالگران و حیوانات درّنده و تاریکی شب هم خطرهای دیگری است که عابران را تهدید می کند.

در اینجا بر میزبان لازم است که شخص دلسوز وآگاهی را با داشتن چراغ و نقشه برای راهنمایی مهمانان بفرستد، زیرا در غیر این صورت اساس دعوت لغو خواهد بود.  

خداوند تمام جهان را برای بهره گیری انسان آفریده و همه ما را برای سعادت ابدی و بندگی خودش دعوت فرموده است، با توجّه به اینکه ما راه را نمی شناسیم و یا در انتخاب راه درست، اشتباه می کنیم و در مسیر حرکت، به خط ها و وسوسه های شیطانی و طاغوت ها و تاریکی های شرک و جهل و تفرقه و انحراف دچار می شویم، در اینجا اگر میزبان ما که خدای بزرگ است، رهبری همچون پیامبر با چراغی همچون معجزه و نقشه کاملی همچون قرآن، برای هدایت ما نفرستد دعوت هایی که خداوند از ما نموده است لغو و بیهوده می شود، و هدف نهایی از ارسال پیامبران صورت نمی گیرد، زیرا هدف از بعثت انبیاء حرکت انسان به سوی تکامل واقعی است و هر حرکتی هم به مبدأ و مقصد و راه نیاز دارد و هم به وسیله، و رهبر. و در همه این ها نیاز به رهبر ضروری تر است، زیرا اگر رهبر نباشد هم راه را گم می کنیم و هم هدف را و هم وسیله ها نابجا به کار می رود.

  • هرگاه شما مریض شوید، به پزشک مراجعه می کنید و اگر ماشینتان خراب شود آن را در اختیار مکانیک قرار می دهید، دلیل آن هم روشن است: پزشک نسبت به بدن شما و مکانیک نسبت به ماشین از خود شما آگاه تر است، گرچه مهربان تر نیست.

 ما در انتخاب راه لازم است خود را در اختیار خدا بگذاریم چون خدا هم به ما آگاه تر است و هم مهربان تر. اومارا ساخته وسازنده هرچيز اطلاع كامل وكافي از ساخته خوددارد.

قرآن مي فرمايد: «الاّ يعلم مَن خلق» آيا كسي كه آفريده، نمي داند؟

تحقیق

1- آیا هر قدر بر علم و دانش شما افزوده می شود احساس می کنید که مجهولات ما از معلوماتمان بسیار بیشتر است؟(مثال بزنید).

2- آیا می توانید فرق میان تقلید کور کورانه و پیروی از پیامبران را روشن سازید؟

  • ابعاد نیاز ما به رهبری پیامبران را توضیح دهید.
به اشتراک بگذارید...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *