امامت و دلایل اثبات آن

نقش امام
اگر می‌توانید، یک  تندیس از آناتومی بدن یا لااقل تصویری از آن را سر جلسه ببرید. کابرد اعضای مختلف بدن را از بچه‌های حلقه سؤال کنید. تا به قلب بر سید. جمع بندی شما و متربیان این خواهد بود که قلب خون را به تمام اعضاء و جوارح مي‌رساند و در هر لحظه به آنها حيات نوينى مي‌دهد و اگر در يك لحظه قلب متوقف شود سایر اعضاء به صورت مرده و كدر درآمده تمام خواص خود را از دست می ‏دهند.بنابراين قلب سرپرست و زعیم بدن است. كسى نمی‌‏تواند بگويد من به قلب نياز ندارم چون از قلب كارى ساخته نيست، نه می‌بيند و نه می‌‏شنود و نه سخن می‌گويد و … . اين سخن غلط است چون همة اعضا حیاتشان را به قلب مدیونند. چشم بدون قلب و گوش بدون قلب و زبان بدون قلب مرده و صفر است.
حال می‌شود پذیرفت خدای تبارک و تعالی که اعضا و جوارح انسان را بدون امام و راهبر نگذاشته، برای این همه انسان سرگردان، زعیم و امامی قرار ندهد؟! جامعه هم مانند بدن انسان است. هر یک از ما کاری انجام می‌دهیم و نقشی در آن داریم ولی قلب جامعه، رهبر و امام  آن است.

آغاز کلام
نقطة شروع مبحث امامت نیز مانند موضوع نبوت به مسألة توحید بر می‌گردد. به عبارت دقیق‌تر اثبات نبوت و امامت مرتبة بعد از پذیرش توحید است. در موضوع نبوت فهمیدیم که راه دریافت دستورات الهی وحی است و واسطة آن هم پیامبران. بعد هم دیدیم که پس از پیامبر گرامی اسلام، دین کامل می‌شود و دیگر نیازی به ارسال رسل نیست. اما چند نکته ما را بر آن می‌دارد که عقلا بپذیریم نباید واسطه‌های میان خدا و نوع بشر پس از ختم رسالت هم از میان برود. برخی از این دلایل عقلی و برخی نقلی هستند که به اختصار اشاره می‌کنیم.

دلایل عقلی
الف) لزوم رهبري در جامعه، که امري ضروري و انكار ناپذير است. مسألة امامت به نوعی تداوم ریاست عامه است. چیزی که از وظایف پیامبران بود. یعنی با وفات حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله به عنوان ختم نبوت، یکی از شئون ایشان که بلاتکلیف می‌ماند، رهبری اجتماع است. بالاخره جامعه نیازمند رهبر  است.
ب) رهبري در جامعه اسلامي بايد براساس احكام و قوانين الهي باشد. یعنی این‌گونه نیست که بگوییم بعد از رسول خدا می‌شود هرکسی در رأس این نظام قرار بگیرد.
ج) طبعا جامعة دینی نیازمند رهبری کسی است که بر اصول و قواعد دین مسلط باشد و بتواند احکام دین را تبیین کند. و از لحاظ سیره بیشترین نزدیکی را به شخص پیامبر داشته باشد.
د) دین خاتم باید همة شئون زندگی انسان را تشریح کرده باشد. تاریخ زندگی پیامبر اکرم نشان می‌دهد که ایشان شخصاً این مقدار فرصت پیدا نکردند که تمام اسلام را به مردم تعلیم داده باشند.
ه) برهان لطف: خداوند لطیف است و به بندگان خود رحم می‌کند. همین قاعدة لطف اقتضا می‌کند که در میان جامعه فردی باشد که محور حق بوده و جامعه را از خطای مطلق باز دارد. چنان‌چه از دلایل اثبات نبوت آوردیم که انسان علاوه بر عقل، نفس هم دارد و ممکن است دچار شهوت و غضب شود و انبیا می‌توانند کمک کنند تا به این امر مبتلا نشویم. نفس که همواره وجود دارد پس بعد از انبیا هم نیازمند راهنمایانی هستیم.

دلایل نقلی
طبیعتا یکی از راه‌های اثبات امامت، (البته پس از پذیرش نبوت) رجوع به آیات قرآن مجید و احادیث رسول گرامی اسلام است. چیزی که هم به طور عام اصل امامت را اثبات می‌کند و هم به طور خاص بر امامت حضرت علی علیه السلام پس از آن بزرگوار صحه می‌گذارد. این‌جا تنها به مرور برخی از این آیات و روایات اکنفا نموده و تفصیل آن را به بحث ولایت امیر مؤمنان علی علیه‌السلام در طرح درس بعد وا می‌گذاریم.
1. آیه اکمال دین:« الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي وَ رَضيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ ديناً»(سورة مائده/ آیه 3)
آیاتی که در سفرآخر حضرت رسول به مکه و پس از واقعة غدیر نازل شد و خبر از تکمیل دین داد.یعنی دین خدا با آن همه زحمات رسول اکرم کامل نبود مگر وقتی که ایشان ولی و زعیم پس از خود را معرفی نمود.
2. حـدیث ثقلین:« انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله وعترتی ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا بعدی…. لن یفترقا حتی یردا علی الحوض»
هر کس بعد از خود یادگارهایی برای نزدیکان خود می‌گذارد. یادگاری پیامبر اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله‌ در میان مردم دو چیز است. یکی قرآن و دیگری عترت ایشان. دو چیزی که به فرمودة خودشان از هم جدایی ناپذیرند. کنار هم قراردادن قرآن و عترت خود گواه از جایگاه حق و الگویی خاندان عصمت و طهارت است.
3. حدیث منزلت: « أنت منّي بمنزلة هارون من موسی إلّا إنّه لا نبيّ بعدي»
این خطاب رسول الله است به علی هلیه السلام در آستانة غزوه تبوک. حضرت برای سرپرستی مدینه و به عنوان جانشین خود علی علیه السلام را انتخاب می‌کند و می‌گوید تو برای من مانند هارون هستی برای موسی. و می‌دانیم که هارون نبی بعد از موسی علیه السلام بود. برای همین است که پیامبر اشاره می کنند فقط یک تفاوت داریم که بعد از من رسولی نمی‌آید.به این معنا که همة آن شئون برای علی علیه السلام مفروض است جز نبوت.
4. حدیث غدیر که در طرح درس بعد مفصلا دربارة آن توضیح خواهیم داد.

به اشتراک بگذارید...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *