موضوع : نبوت حضرت محمد (ص)

نبوت حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله
راه‌های شناخت انبیاء را معجزات ایشان، روحیات و کردار و گفتار ایشان و تأییدشان توسط پیامبر پیشین معرفی کردیم. از همین سه مسیر می‌توان فهمید که حضرت محمد صلی الله علیه و آله نیز پیامبر بودند. اولا معجزات ایشان مانند شق القمر، اطاعت جمادات و نباتات از ایشان و سخن گفتن آنها با آن حضرت، و از همه مهمتر، قرآن کریم. قرآنی که هیچ خدشه‌ای به آن وارد نمی‌شود و با توجه به امّی (بی‌سواد) بودن پیامبر معلوم است که سخن خود او نیست…

 راه دوم بررسی قراین و شواهد است در رفتار و کردار ایشان. زیرا انسان برگزیده‌ای که با خداوند، هم‌کلام می‌شود و بهترین برنامة زندگی به او عرضه می‌گردد تا آن را به دیگران ابلاغ نماید، باید بهترین فرد بشر باشد و تمام دیدگاه‌هایش تحقق یابد. صفات حضرت رسول حتی پیش از نبوت در میان مردم آن زمان زبان‌زد بود. صفاتی چون امانت داری که باعث شده بود ایشان را محمد امین بخوانند. ستم ستیزى و دفاع از مظلومیت به گـونه‌اى که آن بزرگـوار بیست سال قبل از بعثت در حالى که بیش از بیست بهار از عمرش نگذشته بود، در پیمانى به نام «حِلف الفضول» شرکت کرد که بر اساس آن عده‌اى متعهد شدند، حقوق مظلوم را از ستمگر بگیرند. همچنین دوری از خرافه پرستی و بت پرستی و بسیاری صفات نیکوی دیگر.
پیامبران پیشین رسول اکرم نیز در انجیل و تورات و زبور و … همه بشارت بعثت ایشان را داده بودند.

رفع یک شبهه
در اثبات اعجاز قرآن و این‌که کلام خداست و پیامبر چیزی به آن نیفزوده، پیامبر را فاقد سواد معرّفی می‌کنیم. اگر پیامبر فرد کامل است پس چرا بی‌سواد بود؟در جواب باید گفت قرآن کریم پیامبر را اُمّی معرّفی کرده و منظور از اُمّی این است که پیامبر نزد هیچ معلّمی درس نخوانده بود، نه اینکه فاقد سواد و دانش بود. نکتة مهمتر آن است که سواد با علم تفاوت دارد. چه بسیار انسان‌هایی که به مدرسه نرفته و قدرت نوشتن و خواندن (سواد) ندارند ولی حکیمانه سخن می‌گویند و از علم و دانش برخوردارند.

صفات یک پیامبر
پیامبران برترین انسان‌های دوران خود بوده‌اند. این برتری چیزی نیست که در طول سال‌های زندگی به دست آورده باشند بلکه خداوند با شناختی که از آنها داشته است و بنا بر پیمانی که از ایشان گرفته است این وظیفة خطیر را بر دوششان گذاشته. این گزینش و امتحان الهی پیش از خلقت بشر گرفته شده است. خداوند در قرآن می‌فرماید:« یادآور هنگامی را که از پیامبران پیمان ایشان را گرفتیم و از تو و از نوح و ابراهیم و موسی و عیسی پسر مریم و از ایشان پیمان محکمی گرفتیم، تا خداوند از صادقین و صدقشان (در ایمان و عمل) سؤال کند. و برای کافران عذابی دردناک آماده کرده است.» (احزاب/ آیه 7 و8)
مفاد این پیمان هم در جای دیگری آمده که خداوند از ایشان پیمان گرفت که هرگاه کتاب و حکمت به شما دادم، سپس پیامبری(منظور رسانندة وحی است) به سوی شما فرستادیم او را تأیید و یاری کنید.
با این مقدمه باید ویژگی‌هایی برای پیامبران الهی در نظر گرفت:
1. علم به معارف مبدأ و معاد و راه رسیدن به کمال حقیقی
2. عصمت در مقام گرفتن وحی و رساندن آن به مردم و البته عصمت در مقام عمل به آن فرامین(وقتی هدف رسالت انبیا هدایت انسان به سوی کمال حقیقی از طریق اجرای فرامین الهی متصل به وحی شد، قطعا انتظار می‌رود اول خود ایشان مسیر مذکور را طی کنند و الگوی راه قرار گیرند، سپس دیگران را به سوی آن دعوت نمایند. )
3. داشتن معجزات

پیامبر خاتم
خاتمیت یعنی «فارغ التحصیل شدن انسان از مکتب وحی» و بی نیازی از وحی جدید، به این معنا که از این پس باید دین را بهتر فهمید و به آن عمل کرد. از این پس انسان براساس طرز تربیتش قادر است بدون وحی و بدون نبوت جدید روی پای خود بایستد و به زندگی ادامه دهد . از این پس عقل جای وحی را می‌گیرد، البته عقلی که با وحی در طول قرون پیشین تربیت یافته و بالغ شده است.حال برای این‌که بدانیم پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ختم رسل بوده‌اند باید اجمالا بررسی کنیم که اصولا چرا تا پیش از ایشان انبیاء جدیدی ظهور می‌کردند. علت تجدید نبوت در سه امر  خلاصه می‌شود که هر سة آنها پس از ظهور پیامبر اکرم منتفی شده است:
اول: تحریفی که در ادیان پیشین راه یافته بود. به موجب آیات قرآن، دین اسلام و کتاب آسمانی آن هرگز دستخوش تحریف قرار نخواهد گرفت.
دوم: کامل نبودن دین سابق به سبب عدم بلوغ اجتماعی و عقلی مخاطبان آن دین می‌باشد. این علت هم با ظهور اسلام و براساس تصریح قرآن مبنی بر کامل بودن این دین منتفی است.
سوم: نیاز به مبیّن که علت اصلی فرستادن انبیای تبلیغی بوده است. این مسأله هم از طریق سلسلة امامان محقق می‌شود که در جای خود دربارة آن بحث خواهیم کرد.

پاسخ به یک شبهه
برخی در صدد بیان این مطلب اند که بنا بر اسناد دینی،برخی از انبیاء مانند حضرت عیسی، حضرت خضر، حضرت الیاس و …. هنوز زنده هستند، حال چطور می‌توان این بحث را با خاتمیت پیامبر اسلام جمع کرد؟
این مسأله به دو صورت پاسخ داده می‌شود: اولا؛ با مبعوث شدن پیامبر صلی الله فقط تشریع شریعت جدید و وحی تشریعی پایان پذیرفت و این هم همان معنای «خاتمیت» می‌باشد و خضر و الیاس علیهاالسلام هیچ کدام دارای این دو مشخصه نیستند.
ثانیا؛ مراد از خاتمیت پیامبر صلی الله، عدم بعثت پس از ایشان است و انبیائی هم که در شبهه به آنها اشاره شده است، قبل از پیامبر صلی الله علیه و آله مبعوث شده‌اند.

به اشتراک بگذارید...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *