ولایت فقیه

ولایت از ریشه ولی آمده و معانی مختلفی در کتب لغت برای آن ذکر شده و در اصطلاحات متعددی کاربرد دارد. تعریف فقهی آن از جمله در کتب مربوط به نظریة ولایت فقیه؛ امارت و سلطنت بر جان و مال و امور دیگری و اولویت تصمیمات او نسبت به مولی یعنی ولایت شونده است .

 امام خمینی آن را اینچنین توضیح می دهد:
ولایت عبارت از نوعی سلطه است که دایره اش نسبت به مواردش گستردگی و محدودیت دارد. یا امر وضعی است که لازمه اش چنین سلطه ای است. بدین سان ولی انسان نابالغ کسی است که مطابق مصلحت او در امورش تصرف می کند. حاکم و ولی یک کشور نیز بر اساس مصلحت و به اقتضای سیاست آن کشور تصرف و عمل می کند.
در خصوص این موضوع مفصل در بحث امامت صحبت کردة ایم پس می رویم سر بحث ولاطت فقیه.

ضرورت ولایت فقها در عصر غیبت
بی شک نیاز مردم به حکومتی که ادارة امورشان را به عهده بگیرد، همیشگی وهمه جایی است و اختصاص به زمان و مکان خاصی ندارد و در این جهت میان عصر حضور امام باعصرغیبت تفاوتی نیست و همان گونه که مردمان روزگار معصومان، در شهرهایی که ائمه حضور نداشتند، از طریق وکلای آنان با ایشان در ارتباط بودند، در روزگار غیبت نیز مردم نیازمند کسی هستند که از طریق امام و به نیابت از ایشان عهده دار امورشان گردد. بنابراین همان گونه که خداوند با نصب امام، حجت را بر خلق تمام کرد، بر امام نیز، که از رسول خداوند ولایت بر مؤمنین دارد و امام خلق به شمار می رود، واجب است که در عصر غیبت خود، کسی را برای تأمین مصالح آنان تعیین کند و اجازه ندهد که مصالحشان در معرض تباهی و امورشان در آستانة نابودی قرار گیرد.
از این رو حضرت ولی عصر – ارواحناله الفداء – در عصر غیبت صغرای خود، برخی از بزرگان شیعه را از جمله نواب اربعه که نزد همگان به نیابت و سفارت خاص نامور بودند، به نیابت خود برگزید

دلایل عقلی ضرورت ولایت فقیه
1.نظر صاحب جواهر (رحمه الله علیه)
ایشان که از فقهای بزرگ اسلام بودند دلیل عقلی بر ولایت فقیه را با بیانی ذکر می کند که از چند مقدّمه تشکیل می‌شود:
اوّل آنکه شیعیان در عصر غیبت امرشان به هرج و مرج واگذار نشده است، جامعه باید نظم داشته باشد و چنین نباشد که زورمندان بر جامعه غلبه یابند. ثانیاً علاوه بر آن که نظام باید الهی باشد، مبتنی بر قسط و عدل نیز باشد؛ چرا که ممکن است جامعه ای منظم باشد، اما نظم آن بر اساس کفر مستقر گردد. سوم آنکه قانون الهی را باید قانون شناس که خود به قانون عمل می کند اجرا کند و چنین کسی فقط فقیه اهل بیت می تواند باشد.
2. نظر آیت الله جوادي آملی
نیاز جامعة بشری به دین الهی مطلبی ضروری است و اختصاص به عصر حضور ندارد.  احکام سیاسی اجتماعی اسلام همانند احکام عبادی آن برای ابد مصون از گزند و زوال است و لذا برای همیشه لازم الاجرا است. لزوم احیا و اجرای احکام سیاسی اجتماعی اسلام ایجاب می کند تا کسی عهده دار اجرای آنها باشد که اسلام شناس و متخصص و در عین حال عادل و وارسته و فقیه جامع الشرایط باشد. در نتیجه وجود مجتهدان عادل، که در کمال دقت احکام الهی را استنباط و به آن عمل کرده و به دیگران اعلام کنند، لطف خدایی بوده و در نظام اصلح لازم است.
3. اصل رجوع به متخصص
خردمندان عرصة هستی، با هر گرایش فکری فرهنگی در اتخاذ هر گونه تصمیم نسبت به امور اجتماعی، اقتصادی، خانوادگی، سیاسی، فرهنگی و. . . شیوه ای روشن و همگانی دارند.
آنان در صورت نیاز به فردی اندیشمند، صاحب رأی، ماهر یا هنرمند، بهترین ها را انتخاب می کنند تا در هنگام تصمیم گیری، بهترین گزینه‌ها را انتخاب کنند و از هر گونه آسیب احتمالی مصون مانند. در این راستا، هر تصمیمی که عظیم‌تر و حیاتی‌تر شناخته شود، شناخت و رجوع به متخصص دقیق تر و حساب شده تر خواهد بود. از این رو تحقیق دربارة پزشک حاذق و جراح معتبر دربارة عمل جرّاحی بر مغز، قلب و. . . تفاوتی آشکار با مسائل جزئی‌تر زندگی خواهد داشت.
4. لزوم حاكمیت اصلح
این دلیل نیز مقدماتی را در بر می‌گیرد که عبارتند از:
الف) ولایت به اموال و اعراض و نفوس مردم از شئون ربوبیت الهی است آیت الله صدر (رحمة الله علیه) در این باره می‌فرماید:«خداوند سبحان، منشأ همة قدرت ها است، فرمانروایی منحصراً از آن اوست و اصالتاً هیچ کس ولایت بر دیگری ندارد.»
آیت الله نائینی نیز تصریح می‌کند که حقیقت سلطنت، عبارت از ولایت بر حفظ نظم و به منزلة شبانی گله است، و لذا به نصب الهی، که مالک حقیقی و ولی بالذات و معطی ولایت است موقوف است.
ب) ما معتقدیم این قدرت قانونی به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و امامان معصوم داده شده است.
ج) در زمانی که مردم از وجود رهبر معصوم محرومند یا باید خدای متعال از اجرای احکام اجتماعی اسلام، صرف نظر کرده باشد یا اجازه اجرای آن را به کسی که اصلح از دیگران است داده باشد که ترجیح بلا مرجح و نقض غرض و خلاف حکمت لازم نیاید و با توجه به باطل بودن فرض اول، فرض دوم ثابت می شود؛ یعنی ما از راه عقل کشف می کنیم که چنین اذن و اجازه ای از طرف خدای متعال و اولیای معصوم صادر شده است. حتی اگر بیان نقلی روشنی در این خصوص به ما نرسیده باشد.
د) فقیه جامع الشرایط، همان فرد اصلحی است که هم احکام اسلام را بهتر از دیگران می شناسد و هم ضمانت بیش تری برای اجرای آنها دارد و هم در مقام تأمین مصالح جامعه و تدبیر امور مردم، کارآمدتر است.

به اشتراک بگذارید...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *