ویژگی‌های امام

امامت در لغت به معنای پیشوایی،‌ مقتدایی و رهبری است و امام به معنای چیزی است که از ‌آن پیروی شود؛ چه انسان باشد یا غیر آن و چه حق باشد یا باطل؛ یعنی مطلق پیشوا، مقتدا و رهبر. اما امامت در اصطلا‌ح عبارت است از رهبری عمومی و همه جانبة الهی در تمام امور دینی و دنیوی برای یک انسان کامل مشخص، در هر عصر و زمانی به جانشینی پیامبر اسلا‌م. با این تعریف، امام تمام وظایفی را که پیامبر بر عهده داشت، ‌به جز سمت نبوت، ‌بر عهده می‌گیرد.

 در آیات قرآن، برای امامان نور (که مورد نظر ماست) از 4 روش، ویژگی‌هایی بیان شده است.

الف) آیاتی که دربارة شخص امیرمؤمنان علیه السلام است.
ب) آیاتی که صراحتاً در آنها از ویژگی امامان صحبت شده است.
ج) آیاتی که به صورت کنایه  است و با توجه به روایات اهل بیت علیه السلام متوجه می شویم که منظور، این بزرگواران هستند.
د) آیاتی که اشاره به فضائل امام مهدی دارد.
در این مجال تنها به صفاتی که در برخی از آیات گروه ب و ج به آنها اشاره شده است می‌پردازیم.

آیات صریح
1. (سورة بقره/ آیه 124) به خاطر آورید هنگامى که خداوند، ابراهیم را با وسایل گوناگونى آزمود. و او به خوبى از عهدة این آزمایش‌ها برآمد. خداوند به او فرمود: «من تو را امام و پیشواى مردم قرار دادم!» ابراهیم عرض کرد: «از دودمان من (نیز امامانى قرار بده!)» خداوند فرمود: «پیمان من، به ستمکاران نمى‏رسد! (و تنها آن دسته از فرزندان تو که پاک و معصوم باشند، شایستة این مقامند»
2. (سورة سجده/آیه 24) و از آنان امامان (و پیشوایانى) قرار دادیم که به فرمان ما (مردم را) هدایت مى‏کردند چون شکیبایى نمودند، و به آیات ما یقین داشتند.
از آیات فوق و دیگر آیات قرآن، چند ویژگی برای امامان نور و پیشوایان حق به دست می‌آید: انتصاب امام از جانب خدا؛ زیرا در همة این آیات جعل امامت به خدا نسبت داده شده و نیز خداوند، در آیة ابتلا،‌ امامت را عهد و پیمان الهی شمرده‌است. از این‌رو باید متصدی آن را خدا، که طرف عهد و پیمان است، تعیین کند نه مردم. همچنین طبق این آیات امام باید معصوم،‌کامل‌ترین و فاضل‌ترین مردم باشد. روشن است که هیچ کس جز خدا نمی‌تواند از وجود این صفات و کمالا‌ت نفسانی آگاه شود. بنابراین، امام باید از جانب خدا نصب شود. فلسفة انتصاب امامان نور از ناحیة خدا،‌ هدایت و رهبری جامعة بشری است.
همچنین صفاتی چون شکیبایی، عبادت، عدالت و … نیز از همین آیات بر می‌آید.

صفات برآمده از آیات با تعاریف کنایی
صراط مستقیم: صراط مستقیم یا راه استوار یعنی راهی که پیمودن آن مطمئن است و آدمی می‌تواند از آن راه به مقصد برسد. قرآن می فرماید: «اهدنا الصراط المستقیم» و امام صادق علیه السلام در ذیل این آیه می‌فرماید: «والله نحن الصراط المستقیم» یعنی: به خداوند سوگند ما  راه مستقیم هستیم.
شاهد: شاهد یا گواه از ویژگی‌هایی است که خداوند برای امامان بیان فرموده است. لازمة گواه بودن آن است که شاهد اعمال و کردار، نیات و… بندگان باشی، که در این صورت امامان بینندة کار بندگان‌اند و همة آنها را زیر نظر دارند. قرآن می فرماید: کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ وَ یَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهیداً » (بقره/ آیة 143) ما شما را امت میانه قرار دادیم تا گواه بر مردم باشید و رسول خدا بر شما گواه است. و امام صادق می‌فرماید: «… نحن شهدا الله علی خلقه..» یعنی: ما گواهان الهی بر آفریده‌ها هستیم.
ترازو: میزان یا ترازوی اعمال، که معیار صحت اعمال مخلوقات است. قرآن می‌فرماید:«ترازوهای عدل را در روز رستاخیز می‌گذاریم و کسی مورد ستم قرار نمی‌گیرد.» (انبیاء/ آیه 47) امام صادق علیه السلام می‌فرماید:«الموازین الانبیاء و الاوصیاء» ترازوها همان پیامبران و جانشینان آنان‌اند.
صادق:یعنی راستگو. قرآن می فرماید:«یا ایهّا الذین آمنوا اتقوا الله و کونوا مع الصادقین» ای کسانی که ایمان آورده‌اید، تقوای الهی داشته باشید و با راستگویان همراه باشید. امام باقر علیه السلام می‌فرماید: «ایانا عنا» یعنی خداوند از این آیه همراهی با ما را اراده کرده است.
عصمت، ویژگی منحصر به فرد
یکی از ویژگی‌هایی که به روشنی ائمه را از سایر خلفا و امامان دروغین تمایز می‌بخشد «عصمت» ایشان است. وجود این صفت در پیامبران و ائمه با عقل هم قابل اثبات است. چرا که پیامبر غیر معصوم یعنی پیامبری که سخن و فعل او حجّت نبوده و اطاعت و تبعیّت او واجب نیست؛ که این هم نقض غرض است؛ چون خدا انبیاء را مبعوث کرده که مردم مطیع آنها باشند.
این استدلال در مورد عصمت امام نیز صادق است؛ چون هدف خدا از قراردادن امام به عنوان جانشین نبی، این است که مورد اطاعت بی چون و چرای مردم قرار گیرد؛ و اگر کسی معصوم نباشد، اطاعت بی چون و چرا از او عقلاً جایز نیست. خداوند متعال در قرآن کریم اطاعت از پیامبر و امام را در ردیف اطاعت خود قرار داده؛ و روشن است که اطاعت از خدا ، اطاعت بی قید و شرط است. خداوند متعال می فرماید:« يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْر.» (سورة نساء/ آیة59)  اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! اطاعت كنيد خدا را! و اطاعت كنيد پيامبر خدا و اولو الأمر را» که اولوالأمر همان امامان هستند.

شبهاتی دربارة عصمت
1. اگر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله معصوم است و گناه نمی‌کند، چرا در سورة فتح  آیه 2، بیان شده است که خداوند گناهان گذشته و آیندة تو را می‌بخشد؟!
مقصود آیه با توجه به آیۀ قبلی، گناه از نظر کفار است نه از نظر خداوند. چون پیامبر از دید کفار، گناه‌کار محسوب می‌شد به دلیل اینکه عبادت بت‌ها را جایز نمی‌دانست.
2. آیا گناه حضرت آدم با عصمتش منافات ندارد؟
گناه بر دو گونه است: «گناه مطلق» و «گناه نسبى». گناه مطلق، همان مخالفت با فرمان قطعى خداوند است و هر گونه ترک واجب و انجام حرام را شامل مى شود. اما گناه نسبى، آن است که عمل غیر حرامى از شخص بزرگى سر بزند، که با توجه به مقام و موقعیتش شایسته او نباشد. به عنوان مثال: نمازى که ممکن است برای یک فرد عادى، نماز ممتازى باشد براى اولیاى حق، گناه محسوب شود؛ زیرا یک لحظه غفلت در حال عبادت، براى آنها شایسته نیست. چیزی که به آن اصطلاحاً «ترک اولی» گفته می‌شود.
3. چرا امامان ما این همه دعا و استغفار می‌کردند؟
استغفار آثار زیادی دارد و اختصاص به مورد گناه ندارد. آنها از اینکه خداوند را در چهرة انسان‌های گناه‌کار می‌دیدند و یا برای هدایت بشر مجبور به ترک عبادت می‌شدند هم استغفار می‌کردند.

به اشتراک بگذارید...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *