پذیرش یا عدم پذیرش معاد

اثبات معاد
چنان‌چه قبلا گفتیم اصول عقاید را باید با دلایل عقلی هم به مخاطب اثبات کرد. پس دو دلیل مناسب سن نوجوان را بیان می‌کنیم:
1. برهان حکمت:
وقتی ما خدا را موجودی حکیم می‌دانیم، معتقدیم که آفرینش الهی بی هدف نبوده، بلکه عشق به خیر و کمال که عین ذات الهی است هدف خلقت بوده است. از این رو خدای متعال جهان را به گونه‌ای آفرید که همة مخلوقات به غایت و کمال لایق خودشان برسند. طبیعتا این دنیا با محدودیت‌هایش نمی‌تواند بستر مناسبی برای کمال انسان باشد؛ انسانی که فطرتا جاودانگی را می‌طلبد.
پس برای رسیدن به هدف غایی بشر که کمال مطلق است، باید جهانی باشد بدون فنا. اگر حیات انسان منحصر به همین حیات دنیوی باشد با حکمت الهی سازگار نیست؛ چرا که مقتضای حکمت الهی این است که تمام موجودات به کمالات ذاتی خود برسند و اگر حیات دیگری به نام قیامت در کار نباشد، انسان که اشرف مخلوقات است به کمال خودش نمی‌رسد.
2. برهان عدالت:
ما برای انسان اختیار قائل شدیم و گفتیم بر اساس همین اختیار است که انسان‌ها می‌توانند راه بد یا خوب را انتخاب کنند. حال اگر تفاوتی بین این انتخاب‌ها نباشد و پایان همة زندگی‌ها یک مرگ یکسان باشد، این مسأله با عدالت خدا در تضاد خواهد بود.
ما می‌بینیم که در این جهان، نیکوکاران و تبهکاران به پاداش و کیفری که متناسب اعمالشان باشد نمی‌رسند و چه بسا تبهکارانی که از نعمت‌‌های بیشتری برخوردار بوده و هستند. اساساً زندگی دنیا ظرفیت پاداش و کیفر بسیاری از کارها را ندارد. آیا در این جهان می‌توان جنایتکاری را که هزاران انسان بی‌گناه را به قتل رسانیده جز یک بار قصاص کرد؟ نه، و قطعاً سایر جنایاتش بی‌کیفر می‌ماند. در صورتی که مقتضای عدل الهی این است که هر کس کوچک‌ترین کار خوب یا بدی انجام دهد به نتیجۀ آن برسد، پس باید جهان دیگری باشد و هر فردی به آنچه از پاداش و کیفر و ظهور نتایج اعمال استحقاق دارد برسد تا عدالت الهی محقق شود.

پذیرش یا عدم پذیرش معاد
کسی که بر وحدانیت خدا و صفات و ویژگی‌های او ایمان می‌آورد، نبوت انبیای الهی را می‌پذیرد و امامان را نیز پیشوای خود در زندگی قرار می‌دهد، طبعا به روز قیامت هم ایمان می‌آورد. اما متأسفانه در بعضي از جوامع بشري، دين و اعتقادات ديني را به طور کلی موضوعی جدا از زندگي انسان در دنيا می‌دانند و امور ديني را مسائلي شخصي و رابطة فردي انسان با معبود تلقي می‌کنند. با این تفسیر ممکن است اعتقادی هم به روز جزا پیدا نکنند. این مسأله برای آنها تفاوت‌هایی در مفهوم زندگی، اهداف، شکل و چارچوب‌های آن، نسبت به انسان‌هایی که به این امور معتقدند ایجاد می‌کند.
الف) تفاوت در بينش‌ها
وقتی کسی به معاد ایمان داشت، زندگي‌اش هدف‌دار مي‌شود و همة اعمال و رفتار او برای داشتن زندگی ابدی در بهشت خداوند، جهت پیدا می‌کند. در حالي که انسان غير مؤمن به معاد، ممکن است اهداف کوتاه مدت برای این دنیای خودش در نظر بگیرد اما برای مجموعة زندگي خود هدفی پیدا نخواهد کرد. او براي رفتارهایش چارچوب خاصی قائل نیست، هر گونه خواست و اراده کرد و دوست داشت عمل مي‌کند يا حتي رفتار خود را مطابق دلخواه بدون احساس محدوديت، تغيير مي دهد.
قرآن در اين باره مي فرمايد:«بَلْ يُرِيدُ الْإِنسَانُ لِيَفْجُرَ أَمَامَهُ يَسْأَلُ أَيَّانَ يَوْمُ الْقِيَامَهِ».(قیامت/ آیات 5 و 6) بلکه انسان مي‌خواهد در پيش روي خود، راه را باز کند (مانعي براي آن چه مي خواهد انجام دهد نبيند) از اين رو نسبت به قيامت اظهار ترديد کرده و مي پرسد قيامت کي خواهد بود؟!
در صورتي که ايمان به معاد، زندگي دنيا را مقدمه اي برای آخرت قرار مي‌دهد که فرد بايد در اين مزرعه بذري بکارد تا از ثمرة کار خود در زندگي بي پايان آخرت، بهره مند شود. در اين ديدگاه همه چيز، ابزار رشد، کمال و ترقي انسان مي‌شود و زندگي پر نشاط و اميد آفرين خواهد بود.
ب) تفاوت در بعد مادی
اعتقاد به معاد در زندگي، آثار و نتايج فراواني دارد. از جمله، شکل گرفتن فعاليت‌هاي اقتصادي انسان در چارچوب احکام شريعت. مؤمن به معاد مي‌داند از هر درآمدي از او پرسيده مي‌شود که از چه راهي به دست آمده و در چه راهي مصرف شده. پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله و سلم فرمود:«بنده در روز قيامت، قدم از قدم بر نمي‌دارد تا از چهار چيز مورد سوال واقع شود. یکی مالش که آن را از چه راهي بدست آورده و در چه راهي خرج نموده است».(بحارالانوار ج74، ص162)
این تفکر نتایج دیگری هم دارد. از مهمترین آنها کم شدن تجاوزها و ظلم و ستم‌هاست. چرا که بیشترین حجم جنایات برای کسب مال و ثروت بیشتر انجام می‌شود. کسی که به معاد ایمان دارد هم می‌داند که چه عقوبتی در مقابل تجاوز به مال دیگران نصیبش می‌شود و هم از آن بالاتر می‌داند که عمر کوتاه دنیا ارزش ندارد که برای کسب مال بیشتر به زحمت بیفتد. و همچنین تاثير ديگر اعتقاد به معاد، جلوگيري از کم فروشي و فريب دادن مشتريان در بازار تجارت است.
قرآن مجيد با صراحت، انکار مبدأ و معاد را ماية کشته شدن عواطف انساني مي شمرد تا آن جا که منکران معاد در برابر افراد يتيم، سنگدل مي شوند و از آنان دستگيري نمي کنند:«أَرَأَيْتَ الَّذِي يُکذِّبُ بِالدِّينِ. فَذَلِک الَّذِي يَدُعُّ الْيَتِيمَ. وَلَا يَحُضُّ عَلَى طَعَامِ الْمِسْکينِ؛ (ماعون/آیات 1تا3) آيا کسي که روز جزا را پيوسته انکار مي کند ديدي؟ او همان کسي است که يتيم را با خشونت مي راند و (ديگران را) به اطعام مسکين تشويق نمي کند!
ج) در مسائل اجتماعي ـ سياسي
انسان با زندگي اجتماعي مي‌تواند به خواسته هاي خود دست يابد و به ناچار، براي ايجاد روابط اجتماعي صحيح، نياز به قانون دارد و اگر چنين اضطراري نباشد، روابط اجتماعي درستي بين انسان‌ها برقرار نخواهد شد و هر کس و گروهي سعي مي کند منافع جامعه را، به خود اختصاص دهد؛ حال مهم اينجاست که اگر ايمان به مبدأ و معاد نباشد خود همين قوانين ضمانت اجرايي نخواهد داشت و سياستي انساني، اتخاذ نخواهد شد و اگر باشد، بسيار کم رنگ است. خداوند به نحو اکيد و لزوم، خواستار عدالت فردي و اجتماعي، حفظ وحدت و عدم ظلم و تعدّي بر يکديگر است و در قرآن مي فرمايد:«إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ وَإِيتَاء ذِي الْقُرْبَى وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنکرِ وَالْبَغْيِ يَعِظُکمْ لَعَلَّکمْ تَذَکرُونَ؛(نحل/ آیه 90) خداوند به عدل و احسان و بخشش به نزديکان فرمان مي دهد و از فحشا و منکر و ستم نهي مي کند؛ خداوند به شما اندرز ‌می‌دهد، شايد متذکّر شويد.
بنابر اين، اداي حقّ، ايجاد عدالت در جامعه، ثبات حکومت، ياري نمودن مظلومان، مبارزه با ستمگران و به طور کلّي، اطاعت از قوانين ديني و الهي، نتيجه ايمان حقيقتي است و هر اندازه اعتقاد انسان‌ها کامل تر باشد، عمل به دستورات اسلام بيشتر است و ثمرة آن، اجتماعي سالم و مترقّي خواهد بود و انواع ستم‌ها و جنايت‌ها، نتيجه نداشتن ايمان به خدا و معاد است و در همين راستا، نقش مهم و اساسي اعتقاد به رستاخيز، نمايان مي‌شود.

به اشتراک بگذارید...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *